اعــــــــــــــــدام

 

 

حکمش اعدام بود


بوسه ای بر طناب زد


دادستان گفت :آقای زندانی این چه کاریست.


گفت به سلامتی طناب که نمیزاره بیافتم و تا آخرین لحظه باهامه ....